براي خداداد عزيزي كه هر روز شاهكار خلق مي‌كند
اوج فاجعه!!

 
 

سعيد زاهديان : خداداد عزيزي در مصاحبه‌اي گفته: «اگر صلاحي يك روپايي زد، ديگر حرفي نمي‌زنم.» طبق فرموده آقاي عزيزي، ما هم مي‌گوييم كه اگر خداداد بتواند يك معادله درجه دوم رياضي را حل كند، تا آخر عمر حرف نمي‌زنيم!
با اين تحليل خدادادكه نشانگر درك او از مسائل فوتبالي است، حتما مديران باشگاه‌هاي رئال‌مادريد، بارسلونا، ميلان و اينتر كه در سطح اول جهان مطرح هستند، بهترين روپايي‌زن‌هاي دنيا باشند. لابد خوان لاپورتا مثل افرادي كه بين دو نيمه حركات نمايشي انجام مي‌دهند، مي‌تواند دور ورزشگاه نيوكمپ را بدون وقفه روپايي بزند و به‌ دليل توانايي بالا در حفظ توپ توانسته بهترين تيم باشگاهي جهان را بسازد! اين جمله خداداد شاهكار است؛ البته او هر روز با مصاحبه‌هاي اينچنيني خود در مطبوعات، يك شاهكار جديد خلق مي‌كند و يك روز عليه سرمربي تيم ملي حرف مي‌زند و فردا عليه رييس فدراسيون فوتبال. (رجوع كنيد به روزنامه‌هاي ورزشي 3-2 ماه اخير) خداداد عزيزي با همين ميزان سطح تحليل از اتفاقات فوتبال، منتقد درجه يك فوتبال ايران به شمار مي‌رود و خب با چنين منتقداني كه متر و معيار مديريت را روپايي زدن مديران مي‌دانند، بايد هم حال و روزي بهتر از اين نداشته باشيم، كه البته نداريم. خداداد عزيزي هر روز با جملاتي مشابه اين جمله اخير، به افراد حاكم در فوتبال مي‌تازد. اوج فاجعه هم اينجاست كه همين خداداد عزيزي كه حالا صلاحي را به هزار و يك چيز متهم كرده، در تيم پيام زير دست صلاحي كار كرده است. اگر صلاحي روپايي زدن بلد نيست و فرق ليگ برتر و ليگ يك را نمي‌داند، واي بر «خداداد دانا» چرا كه قريب دو سال در باشگاهي كار كرده كه مديريت آن را صلاحي بر عهده داشته. اين حرف‌هاي خداداد براي ما چندان غير منتظره نيست. او پيش از اين هم ثابت كرده توانايي منحصر به فردي در نقدهاي فوتبالي دارد.
خداداد كه در دوران بلاژويچ و برانكو، ليدر منتقدان سرمربي تيم ملي بود و اقسام كلمات قصار را نثار آنها كرد، امروز 180 درجه تغيير موضع داده و مدافع برانكو ايوانكوويچ شده است. او كه براي مربيان كروات به دفعات از واژه‌هايي نظير دروغگو، سياه‌كار، دلال و... استفاده مي‌كرد، حالا مدعي شده كه برانكو مربي خوبي بود و زماني كه در اوج قرار داشت، او را به تيم ملي دعوت كرد و زماني هم كه شرايط خوبي نداشت، او را از تيم ملي كنار گذاشت. رجوع به مطبوعات سال 83-82 همه چيز را آشكار مي‌كند و تناقض رفتار و گفتار خداداد را روشن مي‌سازد. خداداد كه در تمام سال‌هاي مربيگري‌اش، افتخار بزرگي به چشم نمي‌خورد، انگار بهترين ابزار براي مطبوعات زرد و بازاري شده كه با زبان او به اين و آن نيش بزنند. او چندي پيش در مصاحبه‌اي گفته بود: «گل استراليا را با تمام افتخارات علي دايي عوض نمي‌كنم.» اما اي كاش او كمي انصاف به خرج مي‌داد و در آن مصاحبه براي يك بار در تمام اين سال‌ها مي‌گفت كه در بازي مقابل استراليا، علي دايي با پاس فوق‌العاده‌اش، من را در موقعيت گل قرار داد تا حماسه‌ساز ملبورن شوم. خداداد كه در تمام اين سال‌ها نان گل استراليا را خورده و به واسطه همان گل حالا در فوتبال ايران جولان مي‌دهد و روزگار مي‌گذراند، چشم خود را به واقعيت‌هاي بسياري بسته و مدام از اين و آن انتقاد مي‌كند. بهتر است خداداد به همان مصاحبه خود نگاه كند و ببيند آيا مشكل فوتبال ايران همان حرف‌هايي است كه او زده و آيا مسائلي مهمتر از «جيگردار بودن محمد مايلي‌كهن» و «دعوا با علي دايي بر سر نوار كاست تركي» وجود ندارد؟
حماسه‌ساز ملبورن، اين روزها با مصاحبه‌هايش حماسه‌هاي ديگري خلق مي‌كند اما انگار ديگر كسي حوصله شاهكارها و حماسه‌هاي او را ندارد. خداداد بهتر است به جاي اين مصاحبه‌هاي بي‌محتوا و كم ارزش، وقت خود را صرف آموزش، يادگيري و مربيگري كند تا وقتي براي مصاحبه به روزنامه‌اي دعوت مي‌شود، در مورد مسائل مهم فوتبال حرف بزند و دايره جملات‌اش به خاطرات و درگيري‌هايش در تيم ملي و باشگاهي ختم نشود و الا تا زماني كه خداداد منتقد اول فوتبال ايران است و از درگيري‌هايش مي‌گويد، فوتبال ما راهي به سوي موفقيت نخواهد داشت.